کودک روانه از پی بود ....
سلاااام
اول ازهمه عیدتون مبارک طاعات و عباداتتونم قبول ماکه نفهمیدیم ماه رمضون امسال کی اومد و کی رفت شما فهمیدین ؟ برا من که یکی از عجیب ترین ماه رمضونا بود راستش اینروزا اصلا حوصله ی آپ کردن ندارم یعنی حوصله ی هیچی رو ندارم حالا اینکه چه مرگمه بماند غرض اگه نمیتونم مطلب درست حسابی بذارم به بزرگی خودتون مببخشین اینروزا بد جوری تنها موندم
حریف گرمابه و گلستان و دوست صمیمیم که داانشگاهو تموم کرد و رفت شهر خودشون آقا رضا هم که دور از جون افتاده رو خط خر خونی بلکه از دانشگاه قبول شه لذا فعلا تو اینترنت پیداش نیس مهمتر از همه هم این دوست ما که (که خواست نامش فاش نشود ) که قرار بود تو آپ کردن وبلاگ کمک کنه فعلا غیبش زده و خبری ازش نیس (اگه کسی خبری ازش داره مراتبو به منم اطلاع بده )
لذا ما موندیم سرکردن با این تنهایی اجباری
بیخیال چیکار میشه کرد ؟
یه شعر توپ و چند تا آهنگ خوب واستون دارم فعلا با اینا حال کنین ببینیم چی میشه
کودک روانه از پی بود نق نق کنان که من پسته پول از کجا بیارم من زن ناله کرد آهسته
کودک دوید در دکان پایی فشرد و عری زد گوشش گرفت دکاندار کوصاحبت زبان بسته ؟
مادر کشید دستش را دیدی که آبرومان رفت ؟ کودک سری تکان میداد دانسته یا ندانسته
یک سیر پسته صد تومان نوشابه بستنی سرسام اندیشه کرد زن با خود از رنج زندگی خسته
دیروز گردوی تازه دیدست و چشم پوشیدست هر روز چشم پوشیهاش با روز پیش پیوسته
کودک روانه از پی بود زن سوی او نگاه افکند با دیده ای که خشمش را باران اشکها شسته
ناگاه جیب کودک را پردید وای دزدیدی؟ کودک چو پسته میخندید با یک دهان پر از پسته
اینم چند تا آهنگ قشنگ از محسن چاوشی
گل سر (حتما گوش کنین ) دانلود
عروس من دانلود
صبوری (این یکیم حتما گوش کنین ) دانلود
ابرای پاییزی دانلود